تبليغاتX
به نام خدا
به نام خدا

خواندنی ها

اینجا راجع به دانشگاه آکسفورد نوشتم و مطمئنم اگه این ستو بخونین واسه درس خوندن و کنکور دادان حسابی انگیزه میگیرین.
:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 11:4 توسط شیما|

شما رو نمیدونم ولی برای من این دانشگاه قشنگترین و بهترین هدفمه

همه چیو درباره ی این دانشگاه فوق العاده اینجا نوشتم. اگه اهل درس و دانشگاهید حتما بخونیدش.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 10:58 توسط شیما|

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 11:1 توسط شیما|

گرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررگ..............................

بهترين حيوون طبيعت

عاشقشم..............................

انكار نكنيد كه حرف نداره

همين الان روي ادامه ي مطلب كليك كنيد تا عكساي اين حيوون محشرو ببينيد. مطمئنم كه عاشقش ميشيد!!!...


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 9:27 توسط شیما|

اگر طرفدار این سریال توپ هستید روی ادامه ی مطلب کلیک کنید تا عکسای بازیگراشو ببینید


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 10:47 توسط شیما|

 

اینجا گالری عکس فراریه!

          روی ادامه ی مطلب کلیک کنید تا عکسای این ماشین توپ رو ببینید!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 20:9 توسط شیما|

روی ادامه ی مطلب کلیک کنید تا عکسای قشنگ ببینید!!!!!!!
:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 12:30 توسط شیما|

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 12:15 توسط شیما|

Maybe you were right

شاید تو راست می گفتی!
But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بودم
I don't want to fight

دیگه نمیخوام بجنگم
I'm tired of being sorry

دیگه از شرمنده بودن خسته شدم

Chandler and Van Nuys
With all the vampires and their brides

با تمام خون آشامها و عروسهایشان
We're all bloodless and blind

ما بی خون و کور هستیم
And longing for a life

و به زور زنده ایم


Beyond the silver moon

در ماوراء نور نقره ای ماه

Maybe you were right

شاید تو راست می گفتی!
But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بودم
I don't want to fight

دیگه نمیخوام بجنگم
I'm tired of being sorry

دیگه از شرمنده بودن خسته شدم


I'm standing in the street

در خیابان ایستادم
Crying out for you

تورا صدا می کنم
No one sees me

کسی منو نمیبینه!
But the silver moon

جز نور نقره ای ماه

So far away - so outer space

اون دور دورا، خارج از این کره خاکی
I've trashed myself - I've lost my way

خودم رو حروم کردم، راهم رو گم کردم
I've got to get to you got to get to you

باید بهت برسم، باید بهت برسم

Maybe you were right

شاید تو راست می گفتی!
But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بودم
I don't want to fight

دیگه نمیخوام بجنگم
I'm tired of being sorry

دیگه از شرمنده بودن خسته شدم
I'm standing in the street

در خیابان ایستادم
Crying out for you

تورا صدا می کنم
No one sees me

کسی منو نمیبینه!
But the silver moon

جز نور نقره ای ماه
(lalalala [till end])


Maybe you were right

شاید تو راست می گفتی!
But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بودم
I don't want to fight

دیگه نمیخوام بجنگم
I'm tired of being sorry

دیگه از شرمنده بودن خسته شدم
I'm standing in the street

در خیابان ایستادم
Crying out for you

تورا صدا می کنم
No one sees me

کسی منو نمیبینه!
But the silver moon

جز نور نقره ای ماه
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:48 توسط شیما|

تصوير
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:45 توسط شیما|

بيوگرافي انريكه

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:39 توسط شیما|

Maybe

Enrique

شاید

انریکه

 

 

If I had one single wish
I'd go back to the moment I kissed
you goodbye. No matter how hard I tried
I can't live without you in my life

اگر فقط یک فرصت داشتم

به لحظه ای برمیگشتم که بوسیدمش

تو خداحافظی کردی

فایده ای نداشت هر چقدر سخت تلاش کردم

نمیتونم بدون وجود تو در زندگیم زندگی کنم
Maybe you'll say you still want me
Maybe you'll say that you don't
Maybe we said it was over
Baby I can't let you go

شاید بگی که هنوز هم من رو میخوای

شاید بگی دیگه منو نمیخوای

شاید گفتیم همه چیز تموم شده ولی

عزیزم نمیتونم بذارم بری


I walk around trying to understand
where we went wrong and I can't pretend
it wasn't me, it wasn't you
But I'm convinced we gave up too soon
بیخیال شدم سعی کردم بفهمم

کجای کار اشتباه کردیم و نمیتونم تظاهر کنم

اون من نبودم اون تو نبودی(که اون کارارو کرد)

اماالان میفهمم که هردومون خیلی زود تسلیم شدیم


Maybe you'll say you still want me
Maybe you'll say that you don't
Maybe we said it was over
Baby I can't let you go

شاید بگی هنوز من رو میخوای

شاید بگی نه

شاید بگی همه چیز تموم شده

اما عزیزم نمیتونم اجازه بدم بری
Nothing left to lose after losing you
There's nothing I can take
When I run to you, when I come for you
don't tell me I'm too late
هیچ چیز برای از دست رفتن باقی نمونده بعد از دست دادن تو

چیزی نیست که بتونم بپذیرم

وقتی که به سوی تو میام وقتی میام دنبالت

نگو که خیلی دیر کردم  
Maybe you'll say you still want me
Maybe you'll say that you don't
Maybe we said it was over
Baby I can't let you go

شاید بگی هنوز منو میخوای ...

شاید بگی نه

شاید گفتیم همه چیز تموم شده

اما عزیزم نمیتونم بذارم بری


Can't let you go...
Can't let you go...
Can't let you go...

نمیتونم بذارم بری ...

نمیتونم...

متن آهنگ شاید از انریکه

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:30 توسط شیما|

I will servive

  You like to think that you
are the only one who
understands my needs
And you tell everyone that I
cant live without you even
for one day
But who gave you the right
to talk about the way I feel
so deep inside
Now I realise you were never
mine we were never right
Baby you will find
I will survive
Im gonna make it through
Just give me time
I will get over you
I will survive
No matter what you do
Just wait and see I will get over you
Cause baby I will survive
Cause baby I will survive

What makes you think that I
dont see the way you made
a fool of me
Dont laugh behind my back
Cause what goes around I
promise you comes back
Now I realise you were never
mine we were never right
Baby you will find
I will survive
Im gonna make it through
Just give me time
I will get over you

I will survive
No matter what you do
Just wait and see I will get over you
Cause baby I will survive

I will survive
Im gonna make it through
Just give me time
I will get over you
I will survive
No matter what you do
Just wait and see I will get over you


I will survive
Im gonna make it through
I will survive
I will get over you

I will survive
Im gonna make it through
I will survive
I will get over you

Cause baby I will survive

انریکه

دوست داری فکر کنی تنها کسی هستی که

نیازهای من رو میفهمه

و به همه میگویی که

من نمیتوانم بدون تو حتی یک روز زندگی کنم

اما چه کسی به تو حق میده تا راجع به چیزی که

 من عمیق در درونم حس میکنم

 من صحبت کنی ؟

حالا میفهمم که تو هیچ وقت مال من نبودی

ما هرگز با هم روراست نبودیم

عزیزم خواهی فهمید که من دووم میارم

مهم نیست که چه کار میکنی

فقط صبر کن و ببین که من

شکستت میدم

چون عزیزم من دووم میارم

من دووم میارم

چه چیزی وادارت میکنه تا فکر کنی

من نمیتونم ببینم که تو فریبم میدادی

پشت سرم بهم نخند

چون هر چیزی که اتفاق بیفته

بهت قول میدم که تو برمیگردی

حالا میفهمم که تو هیچ وقت مال من نبودی

ما هرگز روراست نبوده ایم

عزیزم خواهی فهمید که من دووم میارم

میخوام که این به واقعیت بپیونده

فقط بهم زمان بده

من شکستت میدم

من دووم میارم

مهم نیست که چه کار میکنی

فقط صبر کن و بین که من پیروز میشم

چون عزیزم من دووم میارم

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:24 توسط شیما|

 

I love to see you cry

Enrique

 

Come on Let me tell you

Maybe I just wanna touch you
Feel you warm inside again
 Maybe I just wanna hurt you
The sweetest pleasure is pain
I don't know why - why - but I love to see you cry
I don't know why - why - it
just makes me feel alive

Are you coming to the moment
When you know your heart can break
I'm inside you
I'm around you
I just wanna hear you cry again

I don't know why - why - but I love to see you cry
I don't know why - why - it
just makes me feel alive
I don't know why - why - but I love to see you cry
I don't know why - why - but
it makes me feel alive

You don't know
How much it hurts when you fall asleep
In my arms
But in this time before the morning comes

I wanna run away I wanna run away

I don't know why
I don't know why
I don't know why
I don't know why
I don't know why

I don't know why - why - but I love to see you cry
I don't know why - why - it
just makes me feel alive
I don't know why - why - but I love to see you cry
I don't know why - why - but
it makes me feel alive

why - why - why

I love to see you cry

I love to see you cry

عاشق گریه ی تو

بیا بگذار به تو بگویم

شاید فقط میخواهم لمست کنم تا دوباره تو را گرم از درون احساس کنم

شاید فقط میخواهم به تو آسیب بزنم

شیرین ترین لذت درد است

من نمیدانم چرا –نمیدانم چرا-اما عاشق دیدن گریه ی تو هستم

نمیدام چرا –نمیدانم چرا-اما باعث میشود حس کنم زنده ام

آیا به لحظه ای می آیی وقتی  میدانی قلبت میتواند در آن بشکند؟

من درون تو ام

من دور و بر تو ام

فقط میخواهم دوباره بشنوم که میگریی

من نمیدانم چرا –نمیدانم چرا-اما عاشق دیدن گریه ی تو هستم

نمیدام چرا –نمیدانم چرا-اما باعث میشود حس کنم زنده ام

نمیدانی چقدر دردناک است وقتی در آغوشم به خواب میروی

اما در این زمان هنگامی که صبح از راه برسد میخواهم بگریزم میخواهم بگریزم

من نمیدانم چرا –نمیدانم چرا-اما عاشق دیدن گریه ی تو هستم

نمیدام چرا –نمیدانم چرا-اما باعث میشود حس کنم زنده ام!

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:21 توسط شیما|

 

I know it's late in your time
And we'd been talking for hours here
You don't have to tell me

I see that look in your eyes
And I know someone say goodbyes oh yeah
I feel it coming

And I hear you take a deep breath
And my hands are starting to sweat
I don't want you to
I don't want you to leave yeah

Stay here tonight stay here tonight
Just when you around me everything's right oh no
I don't leave me alone
Stay here tonight stay here tonight
I wanna hold you in my arms show you worth that's life oh no
I need you I need you

You crap your coat and I'm dying
But I know for years till deciding yeah
There's nobodies moving
Time stops and everything's quiet
I'm begging on for my life in you
You don't even see it

And then you coming closer
And baby it's not over
Till I hear you say till I hear you say
Goodnight oh yeah

Stay here tonight stay here tonight
Just when you around me everything's right oh no
I don't leave me alone
Stay here tonight stay here tonight
I wanna hold you in my arms show you worth that's life oh no
I need you I need you

Something about you saying is not
Something about you makes me feel like I'm nobody

Stay here tonight stay here tonight
Just when you around me everything's right oh no
Don't leave me alone

Stay here tonight stay here tonight
Just when you around me everything's right oh no
I don't leave me alone
Stay here tonight stay here tonight
I wanna hold you in my arms show you worth that's life oh no
I need you I need you

Stay with me tonight I need you Stay with me tonight I need you
Stay.. [fade out]

 

 

می دانم که دیرت شده است

و ساعتهاست که ما داریم صحبت می کنیم

نیازی نیست به من بگویی

 

من آن نگاه را در چشمانت می بینم

و می دانم که کسی می گوید "خداحافظ"(آره)

من آمدنش را حس می کنم

 

و من می می شنوم که تو یک نفس عمیق می کشی

و دستهای من شروع به عرق کردن می کنند

من نمی خواهم که تو

من نمی خواهم که تو ترکم کنی(آره)

 

امشب اینجا بمان، امشب اینجا بمان

فقط وقتی تو اطراف منی همه چیز روبه راه است(نه)

مرا تنها نگذار

امشب اینجا بمان، امشب اینجا بمان

می خواهم تو را در دستانم بگیرم و به تو نشان بدهم ارزش این زندگی را

من به تو نیاز دارم، من به تو نیاز دارم

 

تو کتت را می پوشی و من دارم می میرم

ولی من می دانم که تا تصمیم گیری تو سالها می گذرد(زمان کند می گذرد)

هیچ کس حرکت نمی کند

زمان می ایستد و همه چیز ساکت است

من دارم برای زندگی با تو التماس می کنم

تو حتی آن را نمی بینی

 

و بعد تو نزدیکتر می آیی

و عزیزم هنوز تموم نشده

تا وقتی که می شنوم، تا وقتی که می شنوم

"شب بخیر"(آره)

 

امشب اینجا بمان، امشب اینجا بمان

فقط وقتی تو اطراف منی همه چیز روبه راه است(نه)

مرا تنها نگذار

امشب اینجا بمان، امشب اینجا بمان

می خواهم تو را در دستانم بگیرم و به تو نشان بدهم ارزش این زندگی را

من به تو نیاز دارم، من به تو نیاز دارم

 

چیزی درباره ی حرفهای تو ...

چیزی درباره ی تو باعث می شود من حس کنم هیچکس نیستم

 

امشب اینجا بمان، امشب اینجا بمان

فقط وقتی تو اطراف منی همه چیز روبه راه است(نه)

مرا تنها نگذار

 

امشب اینجا بمان، امشب اینجا بمان

فقط وقتی تو اطراف منی همه چیز روبه راه است(نه)

مرا تنها نگذار

امشب اینجا بمان، امشب اینجا بمان

می خواهم تو را در دستانم بگیرم و به تو نشان بدهم ارزش این زندگی را

من به تو نیاز دارم، من به تو نیاز دارم

 

امشب با من بمان، من نیاز دارم که امشب با من بمانی، من به تو نیاز دارم

بمان...

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:17 توسط شیما|

Monday night I feel so low

Count the hours they go so slow

I know the sound of your voice

Can save my soul

City lights, streets of gold

Look out my window to the world below

Moves so fast and it feel so cold

And I'm all alone

Don't let me die

I'm losing my mind

Baby just give me a sign.

 

Chorus:

And now that you're gone

I just wanna be with you

And I can't go on

I wanna be with you

Wanna be with you

 

I can't sleep and I'm up all night

Through these tears I try to smile

I know the touch of your hand

Can save my life

Don't let me down

Come to me now

I got to be with you some how

Repeat Chorus

 

And now that you're gone

Who am I without you now

I can't go on

I just wanna be with you

 

Repeat Chorus Until Fade

 

دوشنبه شب احساس خواري و پستي مي كنم

ساعتها را مي شمرم، آهسته پيش مي روند

آهنگ صدايت را مي شناسم

مي تواند روحم را نجات دهد

نورهاي شهر، خيابانهاي ساخته شده از طلا

از پنجره ام به دنياي زير پايم نگاه مي كنم

بسيار سريع پيش مي رود و خيلي سرد به نظر مي رسد

و من كاملا تنهايم

نگذار بميرم

دارم عقلم را از دست مي دهم

عزيزم فقط به من يك امضا بده

 

و حالا كه رفته اي

فقط می خواهم با تو باشم

و نمی توانم ادامه دهم

می خواهم با تو باشم

می خواهم با تو باشم

 

نمی توانم بخوابم و تمام شب بیدارم

میان اشکها سعی می کنم لبخند بزنم

من می دانم که لمس دست تو

می تواند زندگی من را نجات دهد

من را از خودت مران

الان پیش من بیا

هرجور شده باید با تو باشم

 

و حالا كه رفته اي

فقط می خواهم با تو باشم

و نمی توانم ادامه دهم

می خواهم با تو باشم

می خواهم با تو باشم

 

و حالا که رفته ای

بدون تو من که هستم؟

نمی توانم ادامه دهم

فقط می خواهم با تو باشم

 

و حالا كه رفته اي

فقط می خواهم با تو باشم

و نمی توانم ادامه دهم

می خواهم با تو باشم

می خواهم با تو باشم

(تکرار تا پایان آهنگ)

 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:11 توسط شیما|

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:3 توسط شیما|

 

Would you dance if I asked you to dance 
Would you run and never look back
Would you cry if you saw me crying
Would you save my soul tonight

Would you tremble if I touched your lips
Would you laugh oh please tell me these
Now would you die for the one you love
Hold me in your arms tonight

(Chorus)
I can be you hero baby
I can kiss away the pain
I will stand by you forever
You can take my breath away

Would you swear that you'll always be mine
Would you lie would you run and hide 
Am I in too deep
Have I lost my mind
I don't care you're here tonight

Chorus

I just want to hold you 2x
Am I in too deep
Have I lost my mind
Well I don't care you're here tonight

Chorus 2x

You can take my breath my breath away
I can be your hero

 

اگر از تو بخواهم با من برقصی میرقصی؟
میروی و دیگر پشت سرت را هم نگاه نمیکنی؟
اگر مرا در حال گریه کردن ببینی گریه میکنی؟
آیا امشب وجود مرا نجات خواهی داد؟
اگر لب هایت را لمس کنم میلرزی؟
قهقهه میزنی؟...او لطفا اینها را به من بگو
حالا برای کسی که عاشقش هستی میمیری؟
مرا امشب در بازوان خود میگیری؟
من میتوانم قهرمان تو باشم عزیزم
و درد را ببوسم و کنار بگذارم
من برای همیشه در کنارت خواهم بود
تو میتوانی نفسم را بند بیاوری

قسم میخوری که برای همیشه متعلق به من باشی؟
دروغ خواهی گفت؟فرار خواهی کرد و پنهان خواهی شد
خیلی در عمق هستم؟
عقلم را از دست داده ام؟
برای من مهم نیست...تو امشب اینجا هستی
فقط میخواهم در آغوشت بگیرم

 

نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 12:6 توسط شیما|

 تصمیم گرفتم تو وبلاگم متن آهنگ هم بذارم!

اینم یه آهنگ قشنگ از انریکه ایگلسیاس: 


DO YOU KNOW
آيا مي داني ؟!
Do you know
آيا مي داني ؟!
Do you know
آيا مي داني ؟!
Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
If birds flying south is a sign of changes
اگر پرندگان به طرف جنوب پرواز كنند نشانه اي از تغيير است
At lest you can predict this every year
حداقل مي تواني آن را هر سال پيش بيني كني
Love , you never know the minute it ends suddenly
عشق هرگز لحظه اي را نمي فهمي كه ناگهان به پايان برسد
I can’t get it to speak
من نمي تونم ( اون لحظه ) رو براي صحبت كردن به دست بيارم
Maybe finding all the thing it took to save us
شايد براي پيدا كردن همه چيز بايد خودمون در امان باشيم
I could fix the pain that bleeds inside of me
من مي توانم دردي را كه درون من خون ريزي مي كند تحمل كنم
Look in your eyes to see some thing about me
تو چشمات نگاه كن تا چيز هايي درباره ي من ببيني
I’m standing on the edge and I don’t know what else to give
من روي لبه ايستاده ام و نمي دونم چه چيز ديگه اي بايد بدم
Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
Do you know what it feels like to be the last one to know lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
How can I love you how can I love you how can I love you how can I love you …
چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم ؟!
If you just don’t talk to me , baby
اگه تو با من حرف نزني عزيزم
If flow through my act
من به طرف روحم در جريانم
The question is she needed
ترديد آيا او نياز دارد ؟!
And decide all the man I can ever be
و تصميم براي انساني كه مي تونم باشم
Looking at the last 3 years like I did
نگاه به 3 سال قبل همان كاري كه من كردم
I could never see us ending like this
من هرگز نمي تونم ببينم كه اين طوري تموم مي كنيم
seeing your face no more no my pillow
ديگه نمي توانم چهره ات را بر روي بالشم ببينم
is a scene that’s never happened to me
يك منظره ( مرحله ) اي است كه هرگز برام پيش نيامده
but after this episode I don’t see you could never tell the next thing life could be
اما بعد از اين داستان فكر نكنم هرگز بتوني چيز ديگه اي كه زندگي مي تونه باشه رو بگي
do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
do you know
آيا مي داني ؟!
do you know
آيا مي داني ؟!
do you know
آيا مي داني ؟!
do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed .
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است؟
 
این اولیش بود. منتظز بعدی ها هم باشید!!!...
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:5 توسط شیما|

نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 18:58 توسط شیما|

 

بدیهی است که این قصه ها از سوی خود ایرانیان، به منظور پدید آوردن حالتی فوق انسانی و حضور قدرتی خدایی، پرداخته شده است. در ساخت و ساز آن ها، که کاملا ایرانی است، جا به جا می توان یکایک عناصر تشکیل دهنده را در میان افسانه های اساطیری و حماسی ایران بازجست. به داستان کیخسرو، پسر سیاوش از فرنگیس دختر افراسیاب نگاه کنیم :

سیاوش به خواب پیران آمده و می گوید، که برخیزد که پسری به دنیا آمده است که انتقام خون او را خواهد گرفت. پیران از خواب می پرد و به سرای بانوان می شتابد و در آنجا می بیند، که از فرنگیس کودکی زاده شده است، با همه ی نشانه های بزرگی آینده. پیران تصمیم به نجات او می گیرد، اما نخست افراسیاب، که پدر بزرگ نوزاد بود، خیر می ماند. افراسیاب، به رویایی می اندیشد، که بنا بر آن، تولد این کودک برای او بدبختی بار خواهد آورد و از پیران می خواهد، تا کیخسرو را نزد شبانان بفرستد و او را با آنان درآمیزد، تا در بزرگسالی چیزی از تبار خود نداند.

کیخسرو از کودکی، متمایز از دیگر کودکان، به شکار توجهی ویژه نشان داد و از چوب و روده برای خود کمان ساخت و در 10 سالگی به نبرد با گراز و شیر و پلنگ پرداخت. چوپانی که پرورش او را به عهده داشت، بیمناک از بی باکی او، نزد پیران نالید. پیران، خشنود از رفتار کیخسرو، او را به کاخ خویش برد. افراسیاب به پیران پیغام داد، چنانچه کیخسرو از گذشته ی خود آگاه است و سر دشمنی دارد، مانند سیاوش، او را سر ببرند. کیخسرو به تدبیر پیران نجات یافت و سپس به همت گیو، با مادرش به ایران آمد و چنانکه می دانیم سومین شاه حماسی و بسیار محبوب سلسله ی کیانیان شد.

جالب توجه است که کورش هم از سرزمین کم و بیش بیگانه ی ماد به پارس می آید و پس از کورش یکم و کمبوجیه ی یکم، سومین شاه پارس و ایرانیان می شود. البته در روایت مربوط به کورش عناصر اسطوره ای دیگری نیز به چشم می خورد : مثلا رها ساختن کورش در جنگل و شیر دادن سگ به او، را می توان زال و سیمرغ باز یافت.

نام کورش نیز با اسطوره های آریایی در پیوند است. در سنسکریت «کورو» منطقه ای است که در آن انسان هایی افسانه ای زندگی می کنند. در افسانه های حماسی هند، نام خاندانی شاهی و بسیار مهم نیز «کورو» است. بنا بر این نام کورش می تواند از دوران آریایی بوده باشد.[5] اگر این پیوند درست بوده باشد، گزیدن ای نام برای کورش خود حامل این پیام است، که او از خانواده ی مطلعی بوده است.

نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 15:2 توسط شیما|

تصویری خیالی از کورش بزرگ
نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 14:41 توسط شیما|

به کعبه گفتم:(( تواز خاکی منم ازخاکم.

                                     توتنها یک خانه ای ولی من اشرف مخلوقاتم.

                                                 چرابایدمن  به دورتو بگردم؟))

کعبه گفت:((تو باپا آمدی بروبادل بیا تامن به دور توبگردم!!!...))

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 21:10 توسط شیما|

زندگی چیست؟؟؟.................

       زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه ی خود خواندوازصحنه رود

                                      صحنه پیوسته به جاست...

                    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!!!

                                     صحنه پیوسته به جاست.....

       به نظر شما  خرم   ترین نغمه چه نغمه اییه؟

تو بخش نظرا منتظرجوابتون هستم.           

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 1:32 توسط شیما|

نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 16:24 توسط شیما|


آخرين مطالب
» آکسفورد
» هاروارد
» ویولون
» گرگ(حيواني دوست داشتني)
» یه سریال توپ و مشهور در سراسر دنیا
» Ferrari
» ادامه ی مطلب
» عکس خوشگل
» Maybe You Were Right
»
Design By : Pars Skin